یک مشت نامه

خرید بک لینک
پنج ساعت و بیست و هفت دقیقه اختلاف زمانی داریم!، اما مهم نیست!!درست است که وقتی من تازه کلاس های بعد از ظهرم را تمام کرده ام و تند تند توی بارون می دویم که زودتر به خوابگاه برسم و با ذوق روی اسمش کل یک مشت نامه...

ما را در سایت یک مشت نامه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 20:00

آخرین باری که اینجا نوشته بودم آبان بود، درگیر حس های ضد و نقیضی بودم که خودم بدتر نمی فهمیدم، با آدم های جدیدی آشنا شده بودم و دایره ی روابطم از محدوده ی خوابگاه و دانشگاه گسترده تر شده بود، جاهای جدیدی را کشف کرده بودم و بیشتر با مفهوم عظمت واقعی تهران و مقایسه اش با شاهرود کوچک خودم رسیده بودم، درس ها را کمی کنار گذاشته بودم و حس کردم زندگی غیر از درس و ک یک مشت نامه...

ما را در سایت یک مشت نامه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 84 تاريخ: يکشنبه 5 فروردين 1397 ساعت: 18:30

در لحظات اولیه ی بیست ساله شدنم، حرف خاصی ندارممی دانم باید داشته باشم، اما حقیقتا همه ی حرف هایم را قبلا زده ام، دیشب نشستم و یاد حرف های هما افتادم و تمام کارهایی که دو سال یا سه سال پیش گفته بود را انجام دادم، امروز خسته ترم و حتی حال ندارم به همان حرف های قبلی دیشبم برگردم و همان ها را هم کپی و پیست کنمنمی خواهم حرف های تکراری ای که همه می زنند را بگویم، یک مشت نامه...

ما را در سایت یک مشت نامه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: يکشنبه 5 فروردين 1397 ساعت: 18:30

عیدتان مبارک :)!این روزها سخت درگیرم، چند روز بود درگیر فکر های مزخرفی بودم، صبح پا میشدم و مثل دیووانه ها توی تلگرام و این کانال و آن گروه می چرخیدم و با هیچ کس هم حرف نمی زدم، جواب کسی را نمی دادم و فقط فکر می کردم، حال و حوصله ی هیج کاری را نداشتم و فقط منتظر بودم روز، شب شود یا شب، روز تا برویم روز بعد، فقط دوست داشتم روزها را پشت سر بذارم، شاید خیلی ضعی یک مشت نامه...

ما را در سایت یک مشت نامه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 90 تاريخ: يکشنبه 5 فروردين 1397 ساعت: 18:30

صفحه بندی